ده مهارت اصلی وپایه‌ای مهارت‌های زندگی

این مهارت‌ها عبارتند از :

  • مهارت خود آگاهی
  • مهارت همدلی
  • مهارت برقراری رابطه مؤثر
  • مهارت روابط بین فردی سازگارانه
  • مهارت تصمیم گیری
  • مهارت حل مسأله
  • مهارت تفکر نقاد
  • مهارت تفکر خلاق
  • مهارت مقابله با هیجان
  • مهارت مقابله با استرس(دفتر برنامه ریزی و پرورشی وزارت آموزش وپرورش،1384).

مهارت‌های زندگی را می توان به علت نزدیکی وهمپوشی دوبه دو به پنج حوزه مانند زیر تقسیم کرد . برای ارتقای سلامت ، آموزش هر یک از این حوزه ها ، به صورت مهارت‌های عام واصلی زندگی ، باهدف ایجاد تونایی روانی و اجتماعی انجام می گردد .

 خودآگاهی

و

همدلی

ارتباطات اجتماعی

و

ارتباطات بین فردی

 تفکر خلاق

و

تفکر نقاد

 تصمیم گیری

و

حل مسأله

 مقابله با هیجان

و

مقابله با استرس

 

آموزش مهارت‌های زندگی به دو صورت انجام می گیرد :

1-آموزش مهارت‌های زندگی به صورت کلی که با هدف ارتقا سلامت وبهداشت روان و ایجاد رفتارها وتعاملات سالم صورت می گیرد.

2-آموزش مهارت‌های اختصاصی و ویژه باهدف پیشگیری از یک آسیب مشخص مانند آموزش مهارت قاطع بودن و در مقابل مشاور گروه جهت سوء مصرف مواد وغیره .

شواهد عملی نشان می دهدکه آموزش مهارت‌ها با این روش ودر قالب یک برنامه گسترده ،نقش مهمی در پیشگیری اولیه دارد(دفتر برنامه ریزی و پرورشی وزارت آموزش وپرورش،1384).

آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش ،ارزشها و نگرش‌ها را ه توانایی‌های بالفعل تبدیل کند و انگیزه و رفتار سالم داشته باشد وفرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را ایجاد نماید . مهارت‌های زندگی بر ادراک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس و عزت نفس اثر دارد وبنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد. همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، مراقبت در خود و دیگران ، پیشگیری از مشکلات روانی و بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش می یابد(مهدی زاده،1382).

برخورداري از مهارت هاي زندگی فرد را براي غلبه بر تنش ها و مشكلات پیش رو كه اقتضاي زندگی فردي و اجتماعی است آماده می كند. مهارت هاي زندگی افراد را در رویارویی با شرایط زندگی توانمند می سازد. این مهارت ها می تواند تأمین كننده سلامت روانی ، اجتماعی و جسمانی افراد باشد. پایین بودن مهارت هاي زندگی موجب افت عملكرد تحصیلی روي آوردن آنان به رفتارهاي پر خطر می گردد ( رامشت و فرشاد، 2009).

 

 

2-1-7-  مبانی نظری مهارت های زندگی

منگرولکر(2001) معتقد است نظریه هایی که به تحول بشر (خصوصا” کودکان و نوجوانان) می پردازد و چگونگی رشد، یادگیری و رفتار آن را توضیح می دهند؛ تشکیل دهنده زیر بنای اصلی مهارت های زندگی هستند. در این بخش به 6 نظریه اشاره می گردد که در شکل گیری مهارت های زندگی نقش اساسی دارند. این نطریه ها عبارتند از: نظریه یاد گیری اجتماعی، نفوذ اجتماعی، حل مسایل شناختی، هوش چند بعدی، خطر و جهندگی و نظریه ی ساختار گرایی روان شناختی(خدابخش کولانی،1387).

2-1-7-1- نظریه یاد گیری اجتماعی[1]

برنامه آموزش مهارت های زندگی بر اساس نظریه‌ی یادگیری اجتماعی بنا شده است. نظریه یاد گیری اجتماعی بر مبنای کارهای آلبرت بندورا معتقد است یادگیری فرایندی فعال و مبتنی بر تجزیه است. به این صورت که کودکان هم از طریق دستور العمل ( گفتارهای والدین، معلمین و…) و هم از طریق مشاهده ی رفتار دیگران یاد می گیرند، رفتار آنها نیز از طریق نتیجه و پاسخی به اطرافیان به آنها نشان می دهند، اصلاح و تقویت می گردند. بنا براین کودکان از طریق تعامل اجتماعی و از طریق ارتباط کلامی، رفتارها را یاد می گیرند(خدابخش کولانی،1387) اصول اساسی این تئوری این است که رفتار های اجتماعی از طریق تقویت، آموخته و حفظ می شوند و در انجام یک رفتار، دارا بودن مهارت آن رفتار و احساس خود کارآمدی مهارت، اهمیت زیادی دارد. نظریه یاد گیری اجتماعی، اثر مهمی بر روی تحول مهارت های زندگی داشته است. از دیدگاه این نظریه لازم است کودکان به روش و مهارت هایی مجهز شوند که به آنها کمک کند که با جنبه های درونی زندگی اجتماعی (از قبیل روشهای کاهش تنیدگی، کنترل خود و تصمیم گیری) مقابله کنند. در بخش مهمی از برنامه ی مهارت های زندگی، از روشها و فرآیند های طبیعی استفاده می شود که کودک از طریق آنها یاد می گیرد. به همین دلیل است که بخش اعظم مهارت های زندگی از طریق مشاهده، بازی کردن نقش و ارتباط با گروه همسالان انجام می شود.

1- Social learning theory

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.