مدل‌های ارزیابی آسیب شناسی زندگی زناشویی

لازمه‌ی ارزیابی خانواده، داشتن مدلی نظری در مورد چگونگی کارکرد آن‌ها و خطاهایی که ممکن است بوجود آید، است. مدل‌های زیادی وجود دارد که درمانگران و آموزش دهندگان خانواده می‌توانند به عنوان طرحواره‌ای برای کار خویش استفاده نمایند. آنچه که درمورد مدل‌ها می‌توان گفت همپوشی بین آن‌ها می‌باشد؛ که باید با توجه به مهارت های بالینی و دانش لازم، مناسب‌ترین مدل مورد استفاده قرار گیرد. در این قسمت چندین مدل خانواده و زناشویی که می‌تواند همسو با هدف پژوهش مورد استفاده قرار گیرد.

2-6-2-1- مدل مک مستر

مدل مک مستر که مبتنی بر نظریه‌ی سیستم‌هاست، به بررسی برخی از ابعاد کارکرد خانواده پرداخته است. هرچند این مدل تمامی جنبه‌های کارکردی خانواده را دربر ندارد، ولی تعدادی از ابعاد را مشخص می‌کند که در برخورد با مسائل بالینی خانواده‌ها مهم می‌باشد. در این الگو شش جنبه از کارکرد خانواده مطرح شده است که عبارتند از: حل مسئله، ارتباط، نقش‌ها، پاسخ‌دهی عاطفی، درگیری عاطفی و کنترل رفتار.

این مدل الگوی تبادل نادرست را مشخص می‌کند. الگوی تبادلی نادرست به ویژگی‌ها یا تعاملات مشترک اعضای خانواده همراه با کارکرد آسیب‌دیده در یک بعد یا ابعاد بیشتر اشاره می کند. به طور کلی می‌توان  وقتی سیستم خانواده یا یکی اجزای آن دچار اختلال و اضطراب می شود برای کاهش و حل مشکل همه کارکردهای خانواده مورداستفاده واقع می شود.

2-6-2-2- مدل فرآیند کارکرد خانواده

این مدل، هفت سازه‌ی اساسی را با هم یکپارچه می‌کند و شباهت زیادی به مدل مک مستر دارد. مدل فرآیند خانواده بر پویایی خانواده تأکید دارد. در این مدل، ابعاد مختلف کارکرد خانواده در ارتباط درونی با هم هستند. هدف خانواده انجام موفقیت آمیز تکالیف رشدی و اساسی است، که لازمه‌ی آن وجود نقش‌های مختلف برای انجام آن‌هاست. اساس انجام دادن این نقش‌ها، فرآیند ارتباط می‌باشد. ارتباط پویا با ابراز و بیان احساسات و عاطفه صورت می گیرد که موجب سهولت بخشیدن به جنبه‌های مختلف انجام تکالیف و یکپارچه کردن موفقیت‌آمیز نقش‌ها می شود. نوع درگیر شدن و یا همان دخالت عاطفی که اعضای خانواده با یکدیگر دارند که می توان آن را به نوعی مشارکت عاطفی اعضای خانواده نام برد، می‌تواند به انجام تکالیف کمک کند و یا آن را دچار وقفه کند. این درگیری یا مشارکت عاطفی به میزان و کیفیت علاقه‌ی اعضای خانواده به یکدیگر گفته می‌شود. کنترل عامل مهم دیگر در انجام تکالیف می‌باشد؛ و در واقع فرآیندی است که اعضای خانواده بر یکدیگر اثر می‌گذارند. در الگوهای کنترلی، ویژگی‌هایی مانند پیش‌بینی‌پذیری در مقابل بی ثباتی، سازنده بودن در مقابل مخرب بودن و مسئول بودن در مقابل بی مسئولیتی بسیار مهم است.

مسئله مهم دیگر این است که تکالیف چگونه تعریف می‌شوند؛ و خانواده برای انجام آن‌ها باید چگونه اقدام کنند، اینجاست که صحبت از ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی به میان می‌آید که قواعد خانوادگی، نگرش‌ها و رفتارهای اعضای خانواده را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند.

2-6-2-3- مدل برادبوری

نتایج این مدل که از یک پژوهش طولی در مورد متغیرهای مختلف تعیین‌کننده‌ی ثبات زناشویی، به دست آمده به 3 گروه کلی تقسیم می‌گردد.

گروه اول که بر اساس رویکرد رفتاری یا مدل یادگیری اجتماعی تنظیم شده است؛ شامل متغیرهای فرایندهای تطابقی می‌باشد، که زوج‌ها برای حل مشکلات ‌فردی، زناشویی و اختلاف عقاید خود به کار می‌گیرند. در این پژوهش‌ها به رفتارهایی که همسران برای حل مشکلات خود به کار می‌گیرند و نیز شناخت‌هایی که پس از این رفتارها ایجاد می‌شوند، توجه شده است؛ همچنین به نتایج آن در اثربخشی بر ثبات زناشویی پرداخته شده است.

گروه دوم متغیرها، که از نظریه‌ی مداخله در بحران ریشه گرفته‌اند، به نحوه‌ی برخورد زوج‌ها در رخدادهای تنش‌زا، حوادث، شرایط محیطی و موقعیت‌های مزمن یا حاد و اثریخشی آن‌ها بر کیفیت زناشویی تأکید می‌کند.

گروه سوم متغیرهایی هستند که ممکن است کیفیت و ثبات ازدواج را،  تحت تأثیر قرار دهند عبارتند از: آسیب‌پذیری‌های پایدار یا عوامل جمعیتی، تاریخی، شخصیتی یا تجربی پایدار که افراد با خود وارد ازدواج می‌کنند. مانند سبک صمیمیت همسران در روابط بزرگسالی، تجربیات آموزشی، موفقیت‌ها، تعاملات با همکلاسی‌ها، سابقه‌ی‌ زناشویی، نمو جنسی، سابقه‌ی پزشکی، تجربیات خانواده‌ی اصلی یعنی جدایی و طلاق والدین، تعارض خانواده، روابط همشیرها، تنگناهای مالی و نیز نوروتیک بودن.

آنچه که در زندگی زناشویی مهم تلقی می‌شود، نحوه‌ی سازگاری زوجین با یکدیگر می‌باشد؛ از آنجا که افراد با تجارب و تفاوت‌های فردی و شخصی وارد زندگی مشترک می‌شوند، بنابراین دارای انتظارات متفاوت از یکدیگر می‌باشند. آنچه که در میان مهم به نظر می رسد، نحوه‌ی برخورد با رویدادهای تنش زا و همچنین نحوه‌ی تطابق و سازگاری با این مشکلات می‌باشد؛ بنابراین طبق این مدل فرض بر این می‌باشد که در میان زوج‌های سازگار میزان ‌پذیرش تفاوت‌ها و انجام فرآیندهای تطابقی برای رسیدن به سازش بیشتر می‌باشد.

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.